فقر پراتیک تئوریک در چپ ایران (2) | فروغ اسدپور

نویسنده: فروغ اسدپور اشاره: نوشتاری که پیشِ رو دارید، به‌نوعی ادامه­‌ی مطلبی است که در سال ۲۰۰۹ به نگارش درآوردم.1 رفیقم مانیا بهروزی پیشنهاد کرد که در فضای کنونی و در گیرودار بحث­‌های اخیر حول جایگاه کار تئوریک، خوب است مطلب را در تارنمای کارگاه دیالکتیک بازنشر کنیم؛ با اشتیاق پذیرفتم، اما از آنجا که گوشه­‌ی چشمی هم به بحث­‌های کنونی حول موضوع تئوری و رابطه­ی آن با پراتیک سیاسی در چپ ایرانی داشتم، ناچار شدم که به‌واقع نوشتار جدیدی بنویسم. اما به‌ گمان من این نوشتار را می‌توان در ادامه و تکمیل آن متن تلقی کرد. ف. ا. – ادامه ی مطلب…

روش دیالکتیکی یا روش منطقی ـ تاریخی؟ | فروغ اسدپور

فروغ اسدپور منبع: نقد اقتصاد سیاسی (ژوئن ۲۰۱۳)   در این نوشته تلاش می‌شود تا با ارجاع به فصل دوم کتاب کریستوفر آرتور با عنوان دیالکتیک جدید و سرمایه[1] تفاوت روش دیالکتیکی و روش تک­ راستایی که به نام روش منطقی ـ تاریخی هم شناخته می ­شود به اختصار بررسی شود. در همین زمینه، چرایی گزینش کالا به­ مثابه نقطه­ ی آغاز مفهوم­ پردازی سرمایه در فصل یکم جلد نخست سرمایه و نیز روش تشریح یا پیشروی در استدلال دیالکتیکی و نظام­ مند مارکس نیز بررسی می­‌شود. روش تک­راستایی یا منطقی ـ تاریخی از آن‌جا که مارکس هرگز درباره­‌ی روش ادامه ی مطلب…

سرمایه‌داری ناب یا ماتریکس | فروغ اسدپور

فروغ اسدپور منبع: نقد اقتصاد سیاسی (نوامبر ۲۰۱۲)   هنگامی که برای نخستین بار فیلم «ماتریکس[1]» را می­‌بینیم از دوگانگی، ابهام و رازآمیزی جهان انسانی دست­خوش سرگیجه می­‌شویم. ما نیز همراه قهرمانان فیلم بین خواب و بیداری تاب می­‌خوریم. کدام یک از این دو جهان واقعی است؟ جهانِ ماتریکس یا جهان ویران­‌شده­‌ی انسانی و سرنوشت تراژیک بشریت که مورفیوس و دوستانش تلاش دارند به دیگران نشان بدهند؟ مورفیوس و دیگر شورشیان، نیو، قهرمان فیلم را به دنیای واقعی بازمی­‌گردانند، همان­‌جایی که می­‌بیند ماتریکس یا برنامه‌­ا­ی کامپیوتری که قرار بود ابزار کار انسان باشد و حالا خود بر فراز سر آفرینندگانش ادامه ی مطلب…

نظام بسته و جامعه‌ی سرمایه‌داری ناب | فروغ اسدپور

فروغ اسدپور منبع: نقد اقتصاد سیاسی (اکتبر ۲۰۱۲)   آن نوع اقتصاد سیاسی سرمایه­‌داری که مکتب اونو ـ سکین ـ آلبریتون[1] ترویج می­­‌کند نوعی «بازاندیشی فلسفی اقتصاد سیاسی» یا  «نقد فلسفه از منظر نوع خاصی از اقتصاد فلسفی مارکسی است» (آلبریتون ۱۹۹۹). این نوع اقتصاد سیاسی فلسفی به هستی­‌شناسی سرمایه، یا به‌عبارتی به منطق سرمایه، توجه خاصی ­دارد. منظور از هستی­‌شناسی یا منطق سرمایه ساختارهای عمیق و پايدار سرمایه و قانون‌مندی­‌های آن است. اقتصاد سیاسی فلسفی مفاهیم مارکسی را مفاهیم فنی و کمّی نمی‌داند، بلکه هدف آن توضیح و تشریح معنای فلسفی و دیالکتیکی‌شان است. این نحله از اقتصاد سیاسی به ادامه ی مطلب…

پیرامون مقوله‌ی کار و تولید در دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴ و سرمایه | با نقدی بر دیدگاه لوچیو کولتی | فروغ اسدپور‌

  نویسنده: فروغ اسدپور مدت‌ها بود که قصد داشتم نقدی بر مقاله‌ی لوچیو کولتی[1] در مقدمه‌ی چاپ فارسی دست‌نوشته‌های ۱۸۴۴ مارکس  بنویسم، تا به بهانه‌ی بیان انتقاداتم به برخی از نکات طرح شده در نوشتار وی، مقایسه‌ی فشرده‌ای بین مفهوم کار و تولید از نظر مارکسِ دست‌نوشته‌ها با مفهوم کار و تولید از نظر مارکس سرمایه انجام بدهم. اکنون به مناسبت آغاز به کار این وبسایت امکان آن را می‌یابم تا این مطلب را در اختیار نگاه انتقادی علاقمندان قرار دهم. /  ف. ا. – شهریور ۱۳۹۵ * * * سرمایه‌ی مارکس و کولتی چیزی که در مقدمه‌ی کولتی نظر ادامه ی مطلب…