مکتب اونو: مشارکتی ژاپنی در اقتصاد سياسیِ مارکسی (متونی در معرفی مکتب اونو) | گردآوری و ترجمه: مانیا بهروزی

unnamed

مکتب اونو: مشارکتی ژاپنی در اقتصاد سياسی مارکسی

متونی از توماس سکين و ماکوتو ايتو در معرفی مکتب اونو

مجموعه‌مقالات موضوعی

دفتر دوم از کتاب‌های کارگاه دیالکتیک

گردآوری و ترجمه: مانیا بهروزی

فروردین ۱۳۹۹

فهرست مطالب

پيش‌گفتار (مترجم)‌ ……………………………………………….………..……….….. ۵

۱. مکتب اونو: مشارکتی ژاپنی در اقتصاد سياسی مارکسی/ توماس سکین …………..….. ۲۷

۲. رشد و گسترش علم اقتصاد مارکسی در ژاپن/ ماکوتو ایتو ……………….………..….. ۱۲۵

۳. ديالکتيک، يا منطقي که با علم اقتصاد هم‌خوان می‌شود/ توماس سکین ……….…… ۲۰۷

۴. جستاری درباره‌ی ديالکتيک سرمايه نزد اونو/ توماس سکین ………………..….…..…. ۲۳۷

۵. از نظريه‌ی ارزش مارکسی چه‌ می‌توانيم بياموزيم؟ / توماس سکین …………………… ۳۳۱

۶. فروپاشی سرمايه‌داری: فاز گذار پساسرمايه‌دارانه/ توماس سکینجان بل ………….. ۳۸۱

۷. ديالکتيکِ سرمايه: تفسيری اونويی/ توماس سکین / ترجمه: آیدین ترکمه ………….. ۴۳۱

 

پیش‌گفتار مترجم

از آنجا که در جوامع «پیرامونی» فرآیند آشنایی با اندیشه‌ و دانش مدرنْ، عمدتا متأثر از گفتمان‌های مسلط بر نظام فکری و آموزشی جوامع «مرکز» و درنتیجه تحت نفوذ نوعی «اروپامداری» رخ مي‌دهد، دور از ذهن نیست که برای بسیاری از خوانندگانِ این سطورْ چیزی نظیر بازاندیشیِ «ژاپنی» در رویکرد مارکس به نقد اقتصاد سیاسی کمی غریب و به‌همین‌‌ساناعتمادناپذیر به‌نظر برسد (چنین نگاهی نزد مترجم این مقالات نیز در اوان آشنایی با مبانی فکری مکتب اونو1 تا حدی مقاومت‌ناپذیر بود). این تردیدِ احتمالی مي‌تواند مدخل مفیدی برای تأمل درباره‌ی نسبت ما با پویش نظریه‌ی مارکسیستی در جهان معاصر باشد؛ اما داوری نهایی در این‌باره نمي‌تواند پیش از خواندن متونی انجام گیرد که نحله‌های نظری مارکسیِ «نامتعارف» را به مخاطبانی غیربومی معرفی مي‌کنند؛ نحله‌ای که در نوشتار حاضر معرفی می‌شود، برآمده از شرق «دور» است و از قضا مدعی اهمیت رهیافت خویش در بازخواني‌های امروزی مارکس است. برای ادامه‌ی این یادداشت همین بس که به‌طور بسیار موجز و فشرده سویه‌هایی از اهمیت مکتب اونو و بستر تاریخی ظهور آن برشمرده شود. شرح نسبتاً مفصلی از اندیشه‌های اونو کاری است که برعهده‌ی مجموعه‌مقالات پیش روست. از آنجا که اکثر مقالات این مجموعه به قلم توماس سکین (شاگرد برجسته‌ی کوزو اونو و یکی از مهم‌ترین شارحان و بسط‌دهندگان آرای وی) نگاشته شده‌اند، در این یادداشت همچنین مختصری درباره‌ی جایگاه سکین و سهم او در معرفی مکتب اونو به جهان غیرژاپنی سخن مي‌گوییم. و نیز اشاره‌ی فشرده‌ای خواهیم داشت به دیگر چهره‌ی برجسته‌ی مکتب اونو: ماکوتو ایتو، به‌رغم اینکه در این مجموعه تنها (ترجمه‌ی) یکی از مقالات او آمده است2.

در میانه‌‌ی قرن بیستم با آشکارشدنِ برخی تناقاضاتِ الگوی «سوسیالیسمِ» حاکم بر شوروی و نیز در اثر کارکردهای سیاسی اغلبْ بازدارنده‌ی احزاب «کمونیستی» وابسته به شوروی در کشورهای مختلف، به‌تدریج جایگاه الهام‌بخش «سوسیالیسمِ شوروی» در سراشیبی افول قرار گرفت. این روند دانشوران مارکسیست و جریانات مترقی سوسیالیستی را به ضرورت تاریخی فاصله‌گرفتن از «مارکسیسم رسمی» و رویارویی نظری با آنْ رهنمون ساخت که ماحصل آن در قالب تلاش‌های گوناگون برای بازنگری در نظریه‌ی مارکسیستی از سوی طیف‌هایی از نیروهای وفادار به سوسیالیسم تجلی یافت. از سوی دیگر، گسترش شتابناک سرمایه‌داری در چارچوب تولید فوردیستی پساجنگ و پیچید‌ه‌ترشدن مناسبات اجتماعی و جهانی هم‌بسته با شرایط تاریخی جدید (از جمله رشد ابعاد و اشکال مبارزات طبقاتی و درهم‌تنیدگی هرچه بیشترِ اقتصاد سرمایه‌داری با سایر سازوکارهای ستم)، مسیولیت‌های بزرگ‌تری را بر عهده‌ی نظریه‌ی مارکسیستی و به‌تبع آن بر عهده‌ی دانش اجتماعی مي‌نهاد: اگرچه بي‌گمان در سراسر دهه‌های پیش از آن، دانش اجتماعی با جذب و اقتباس نسبی نظریه‌ی مارکسیستی در حوزه‌های مختلف غنا و پویایی بیشتری یافته بود، اما تشدید نیاز تاریخی به رشد قلمرو و امکانات نظری دانش اجتماعی، دانشوران و اصحاب اندیشه را به اتخاذ رویکردهایی گشوده‌تر به نظریه‌ی مارکسیستی ترغیب مي‌کرد3 و درنتیجه اندیشه‌ی مارکسیستی را نیز با چالش رشد و انکشاف درونی مواجه ساخت. کمابیش بر چنین بستری، به‌تدریج رشته‌ای از سنت‌های فکری و پژوهشی حول بازخوانی مارکس و ارایه‌ی تفاسیری مستقل از احزاب کمونیستی از نظریات مارکس شکل گرفت؛ گو اینکه مولفه‌های موج یادشده به‌لحاظ زمانی و مضمونی مسلماً «هم‌فاز» نبودند. در این‌ میان، ازجمله به پشتوانه‌ی احیای فلسفی هگل در فضای آکادمیک و روشنفکری فرانسه‌ی4 دهه‌ی ۱۹۳۰ و اهمیت‌یافتن فزآینده‌ی هگل نزد اندیشمندان کلیدی مکتب فرانکفورت، و نیز به‌میانجی انتشار برخی آثار منتشرنشده‌ یا فراموش‌شده‌‌ی مارکس (خصوصا دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی و گروندریسه )، پژوهش در روش مارکس و نیز نسبت مارکس با هگل در کانون توجه بخشی از این بازخواني‌ها یا خوانش‌های جدید مارکس قرار گرفت5 (خواه به‌عنوان یک ضرورت نظری مرحله‌ای، و خواه همچون یک چارچوب پژوهشی پایدار). از این‌رو، مقوله‌ی دیالکتیک، به‌عنوان مهم‌ترین حلقه‌ی پیوند دهنده‌ی مارکس و هگل، و جایگاه آن در دستگاه نظری مارکس به یکی از اصلي‌ترین پروبلماتیک‌های این جستجوگري‌ها و کشاکش‌های نظری بدل شد. بازگشت طیفی از اندیشمندان مارکسیست به آرای لوکاچ و کُرش و گرامشی در باب نحوه‌ی خوانش دیالکتیکی مارکسْ در چنین بستری رخ داد6؛ و نیز در همین بستر تاریخی بود که اندکی بعد کشف دوباره‌ی آثار ایزاک روبین (خصوصا «مقالاتی درباره‌ی نظریه‌ی ارزش مارکس»7) خون تازه‌ای به کالبد این جستجوگري‌ها بخشید. حاصل این روند، شکل‌گیری رویکرد پژوهشینظری پردامنه‌ای بود که خوانش دقیق دستگاه نظری مارکس را مستلزم فهم کاربست‌های منطق دیالکتیکی هگل در آثار متاخر مارکس مي‌دید؛ گرایش نظری بسیار پویا و متنوعی که امروزه – برگرفته از نام‌گذاری کریستوفر آرتور – اغلب تحت نام «دیالکتیک جدید» از آن یاد مي‌شود8. با نظر به این پس‌زمینه‌ی تاریخینظری، مي‌توان دریافت که رویکردهای ضدهگلی لویی آلتوسر و لوچیو کولتی (شاخص‌ترین چهره‌ی مکتب ایتالیایی دلاوُلپه) صرفا واکنشی منفی به این پویایی و به‌واقع موید اهمیت آن بود (و مي‌دانیم که هر یک از این دو گرایش ضدهگلی به‌نوبه‌ی خود محرک رشته‌ی دیگری از تکانه‌های نظریانتقادی پر اهمیتی گردید که می کوشیدند مارکس را در خلوص غیرهگلی آن بازخوانی کنند).

اما آنچه پیش از هر چیز در مورد کارهای نظری کوزو اونو مایه‌ی شگفتی و در خور ستایش است آن است که او پژوهش‌های مارکسی خود حول بازخوانی و بازسازی کاپیتال را مستقل از جریان‌های نظری یادشده و به‌لحاظ زمانی بسیار پیش از آن‌ها آغاز کرد: مهم‌ترین کتاب اونو اصول اقتصاد سیاسی») بین سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴ در دو جلد منتشر گردید9. به‌واقع، محرک واقعی جستجوگری نظری اونو (همانند بسیاری از اندیشمندان مارکسیست ژاپنی) جریان پویای اندیشه‌ی مارکسیستی در فضای تاریخِی ژاپن و چالش‌ها و رویارویي‌های درونی آن (از اوایل دهه‌ی۱۹۲۰) بود. بدین‌معنا که متأثر از تحرکات و مناسبات سیاسی احزاب و نحله‌های سوسیالیست ژاپنی و چالش‌های تاریخی پیشِ روی آنها، رشته‌ی بسط‌یابنده‌ای از جستجوگري‌ها و رویارویي‌های نظری حول برخی پرسش‌های بنیادی خلق شد؛ فرآیندی از کنکاش جمعی که به‌نوبه‌ی خود تأثیرات قابل توجهی بر دینامیزم جریانات سیاسی چپ در ژاپن بر جای گذاشت. مهم‌ترین این پرسش‌ها به قرار زیر بودند: الف) وضعیت ساخت اقتصادی ژاپن و میزان/چگونگی نفوذ مناسبات سرمایه‌داری در آن؛ و ب) ماهیت نظریه‌ی ارزش مارکس و جایگاه آن در دستگاه نظری مارکس10. اونو در دل این فرآیند، کار پژوهشی بلندمدت خود را در رویارویی با دیدگاه‌های نظری جزم‌گرایانه‌ی برآمده از مارکسیسم رسمی پی گرفت و کوشید با بازگشت به مارکس، بدیلی نظری در برابر چنین دیدگاه‌هایی فراهم آورد. وی در بازخوانی ژرف خود از کاپیتال به ضرورت بازسازی کاپیتال بر پایه‌ی شالوده‌های دیالکتیکی آن رسید. در این مسیر، اونو با تمایزگذاری میان «سرمایه‌داری ناب» و سرمایه‌داری تاریخی (بالفعل)، کاپیتال مارکس را پژوهشی نظری در باب بنیادهای سرمایه‌داری ناب (یا «منطق سرمایه») تلقی کرده و در آثار خود کوشید با احیا و تکمیل روش مارکس، خوانشی تماماً دیالکتیکی از کاپیتال به‌دست دهد؛ از دید اونو چنین خوانشی شالوده‌ای اساسی برای بنانهادن یک علم اقتصاد سیاسی مارکسی درجهت فهم ماهیت نظام سرمایه‌داری است که تنها به‌میانجی آن، درک بعدی پویش‌های تاریخی سرمایه‌داری ممکن مي‌گردد. (و شگفت آن‌که، به‌قول سکین: «اگرچه کتاب فشرده‌ی اونو شاهکاری از دیالکتیک است، وی هرگز واژه‌ی دیالکتیک را حتی برای یک‌باردر این کتاب به‌کار نمي‌برد11»). این رویکرد اونو متکی بر درک روش‌شناسانه‌ی ویژه‌‌اي‌ست که او از اقتصاد سیاسی مارکسی دارد. به‌موجب این روش‌شناسی، شناخت نظم سرمایه‌دارانه مي‌باید متکی بر سطوح تحلیل سه‌گانه‌ی زیر باشد:

نخستین سطح تحلیل، معطوف به نظریه‌ی سرمایه‌داری ناب است. در این سطح بنیادهای نظری پویش سرمایه (فارغ از بسیاری از محدودیت‌های جهان تاریخی)، در پیوند با ضرورت‌های درونی منطق سرمایه‌ مورد بررسی و نظریه‌پردازی قرار مي‌گیرد؛ کاری که به‌واقع شناسایی «دیالکتیک سرمایه» و بازسازی منطقی آن است که از دید اونو مهم‌ترین مشخصه‌ی کاپیتال است؛ سطح دوم تحلیل، موسوم به نظریه‌ی مرحله، معطوف به گرایش‌های بلندمدتی است که طی فرآیند تاریخی انباشت سرمایه و در پیوند با ملزومات انباشت سرمایه شکل گرفته‌اند. در این سطح، درآمیختگی و کشمکش منطق سرمایه با واقعیت تاریخی و دیگر سازوکارهای برسازنده‌ی آن، در دوره‌های تاریخی نسبتاً بلند مورد پژوهش قرار مي‌گیرد؛ اما این پژوهش بدون ورود به جزییات تاریخ انضمامی، تنها تا حدی پی گرفته مي‌شود که گرایش‌های عام برآمده‌ از شاخص‌ترین نوع انباشت درهر مرحلهْ شناسایی و نظریه‌پردازی شوند. بر این اساس، اونو سه مرحله‌ی اصلی در توسعه‌ی سرمایه‌داری را برجسته مي‌کند: مرکانتلیسم، لیبرالیسم، و امپریالیسم12. سومین سطح تحلیل در اقتصاد سیاسی مارکسی (از دید اونو)، سطح تاریخیتجربی است. این همان سطح واقعیت انضمامی است که به‌دلیل پیچیدگي‌های بسیار زیادی که در بر دارد (در اثر تداخل سازوکارهای علیتی متعدد به‌موازات منطق سرمایه و حتی بخشا مستقل از آن)، تحلیل عینی و علمی را با دشواري‌های زیادی روبرو مي‌سازد. تحلیل فاکت‌های تجربی در این سطح، متکی بر رهاوردهای نظری نظریه‌‌ی مرحله است (که خود در تعامل با نظریه‌ی سرمایه‌داری ناب قرار دارد)؛ با وقوف بر اینکه واقعیت انضمامی به‌هیچ‌رو بازتاب مستقیمی از سازوکارهای منطق سرمایه نیست. نادیده‌گرفتن همین مساله است که از دیرباز این گرایش عام را نزد بسیاری از مارکسیست‌ها دامن زده است که فهم واقعیت انضمامی را به‌طور بي‌میانجی از آموزه‌های کاپیتال انتظار بکشند؛ گرایشی که در مسیر خود عمدتا به ورطه‌ی ساده‌سازی ناموجه پیچیدگي‌های پهنه‌ی تاریخی و نیز تقلیل نظریه‌ی مارکسی به اشکالی از ذات‌گرایی و جبرگرایی اقتصادی راه برده است.

اونو همچنین به وجود تمایز قاطعی میان علم و ایدیولوژی باور دارد، ولی درعین حال ایدیولوژی را برای پویش سیاسی و اجتماعی گریزناپذیر مي‌داند. وی بر این باور است که مارکسیسم نه یک علم، بلکه یک ایدیولوژی است؛ اما ایدیولوژي‌ای که برای فهم و رویارویی با واقعیت اجتماعی، بر یک هسته‌ی علمی (اقتصاد سیاسی مارکسی) تکیه دارد و از این رو بسیار قابل اتکاتر از سایر ایدیولوژي‌های موجود است. او تأکید مي‌ورزد که در پژوهش علمی تا جای ممکن مي‌باید رگه‌های ایدیولوژیک را مهار کرد تا بتوان به تحلیل عینی وفادار ماند و بر این باور است که خود مارکس در روند تدوین کاپیتال نتوانست تماماً به این امر پاي‌بند بماند (سکین در نخستین مقاله‌ی این مجموعه توضیحات مفصلی در این‌باره مي‌دهد). با این حال، وسواس علمی اونو موجب نشد که او از مدخله‌‌گری سیاسی کناره‌گیری کند و خود را در برج عاج آکادمی محصور سازد: برای مثال، اونو در کشاکش همیشگی خود با دیدگاه‌های برآمده از استالینیسم، حداقل در سطح ژاپن یکی از نخستین نظریه‌پردازانی بود که مقاله‌ی مفصلی در رد بیانیه‌ی «نظری» استالین (۱۹۵۲) درباره‌ی «قانون ارزش» (اینکه نظام سوسیالیستی لزوماً متکی بر لغو قانون ارزش نیست) منتشر ساخت. اساسا رویکرد مستقل اونو به نظریه‌ی مارکسیستی، همواره وی را آماج مخالفت‌های مارکسیست‌های متمایل به شوروی قرار مي‌داد؛ گو این‌که همین رویکرد در دهه‌ی ۱۹۶۰ اقبال وسیعی به نظریات وی را در میان نسل جوان‌تر مارکسیست‌های ژاپنی برانگیخت.

توماس سکین یکی از شناخته‌شده‌ترین شاگردان اونو در فضای مارکس‌پژوهشی انگلیسي‌زبان است؛ نه‌فقط به‌واسطه‌ی تلاش‌های ارزشمندش برای شناساندن مکتب اونو به جهان انگلیسي‌زبان13، بلکه همچنین به‌دلیل خلاقیت‌ها و گام‌های نظری ارزشمندی که در جهت بسط نظریه‌ی اونو و دیالکتیک سرمایه برداشته است. در همین راستا، وی یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان معاصر در زمینه‌ی نظریه‌ی ارزش مارکس به‌شمار مي‌رود. در کنار مقالات متعدد14 و مشارکت در تدوین مجموعه‌مقالات پژوهشی15، دو کتاب برجسته از سکین در بازسازی دیالکتیک سرمایه از منظر مارکسی (با رهیافت اونویی) منتشر شده است16. سکین همچنین ویراستاری مجموعه آثار ۱۰ جلدی اونو به زبان ژاپنی را نیز بر عهده داشته است که طی سال‌های ۷۴۱۹۷۳ در ژاپن منتشر گردید17. در حالی که پژوهش‌گران «مکتب اونو» از دیرباز و حتی پس از مرگ اونو (۱۹۷۷) فعالیت‌های خود را به‌طور منسجم تحت همین نام در ژاپن پي‌ مي‌گیرند، سکین از دهه‌ی هفتاد میلادی به فعالیت پژوهشی در فضای دانشگاهی کانادا اشتغال داشته است. کمابیش از اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ سکین به‌همراه رابرت آلبریتون (و اندکی بعد جان بل و دیگران) یک گروه مطالعاتی در زمینه‌ی اقتصاد سیاسی مارکسی با رهیافت اونویی در دانشگاه یورک بنا نهاد که به واسطه‌ی مداخلات نظری مستمر آنْ به «شاخه‌ی کانادایی مکتب اونو» شهرت یافته است و پژوهش‌گران مارکسی دیگری در این چشم‌انداز نظری پرورش داده است.

مقاله‌ی نخست مجموعه‌ی حاضر، نخستین متن جامع (به زبان انگلیسی) در معرفی اندیشه‌های اونو و رویکرد نظری مکتب اونو بوده است18 و از زمان انتشار (۱۹۷۵) مورد ارجاعات بسیاری قرار گرفته است و نگاه‌ مارکس‌پژوهان غربی را به فعالیت‌ها و دستاوردهای پژوهشینظری این نحله‌ در زمینه‌ی اقتصاد سیاسی مارکسی جلب کرده‌ است. پیش از انتشار این مقاله، به‌ندرت نامی از اونو یا اهمیت نظری مکتب اونو در فضاهای مارکس‌پژوهشی کشورهای غربی در میان بود؛ با اینکه به‌گفته‌ی یان هوف در پژوهش ارزشمندش درباره‌ی روند خوانش‌های مارکسی در نیمه‌ی دوم قرن بیستم19، مارکس‌شناسانی از ژاپن از میانه‌ی دهه‌ی۱۹۷۰ با موسسه‌ی مگا (MEGA) در آلمان شرقی در ارتباط بوده‌اند.

مقاله‌ی دوم این مجموعه، نوشتاری است از ماکوتو ایتو دیگر شاگرد برجسته‌‌ی کوزو اونوبرای روشني‌بخشی به پیش‌زمینه‌های تاریخی و سنت‌های فکري‌ برسازنده‌ی مکتب اونو در جامعه‌ی ژاپن قرن بیستم؛ و از این نظر مکملی است ضروری بر مقاله‌ای که سکین (فصل نخست) در معرفی این سنت نظری مارکسیستی نگاشته است. ایتو (متولد ۱۹۳۶)، اقتصاددان مارکسیست ژاپنی، یکی از دانش‌آموختگان نام‌دار مکتب اونو است، که در فضای پژوهش‌های مارکسی بین‌المللی، نه‌فقط به‌واسطه‌ی معرفی و بازنشر و بسط آرای مکتب اونو، بلکه به‌دلیل پژوهش‌های ارزنده‌اش درباره‌ی نظریه‌ی ارزش و نظریه‌ی مارکسی بحران شهرت دارد. دیدگاه‌های نظری و یافته‌های پژوهشی ایتو در قالب ۲۴ کتاب انتشار یافته‌اند، که از آن میانْ شش کتاب (در کنار مقالات علمی متعدد) به زبان انگلیسي‌ست؛ از جمله: «ارزش و بحران20» (۱۹۸۰)، «نظریه‌ی بنیادی سرمایه‌داری21» (۱۹۸۷)، «اقتصاد سیاسی برای سوسیالیسم22» (۱۹۹۵)، و «اقتصاد سیاسی پول و سرمایه‌ی مالی23» (۱۹۹۹، به‌همراه لاپاویتساس). ایتو از میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۷۰ پژوهش‌های خود را در فضای دانشگاهی انگلستان و آمریکا پی گرفت، اما همواره در پیوندی نزدیک با دانشوران مکتب اونو (در ژاپن) بوده و از چهره‌های شاخص مکتب اونو به‌شمار می‌رود. وی یکی از پنج نفری بود که بازبینی مضمونی ترجمه‌ی سکین از اثر اصلی اونو (به انگلیسی) را بر عهده داشتند. ایتو هم‌اینک عضو هییت مشاوران فصل‌نامه‌ی تیوریک مکتب اونو است.

درحالي‌که توماس سکین در نخستین مقاله‌ی این مجموعه (۱۹۷۵) عمدتا بر مضمون نظری دیدگاه‌های کوزو اونو و تمایزات آن با رویکردهای رایج در اندیشه‌های مارکسیستی (پیش از ۱۹۷۵) و نیز بر رهیافت اونو به بازسازی دیالکتیک سرمایه در کاپیتال متمرکز مي‌شود، مقاله‌ی ماکوتو ایتو در فصل دوم این مجموعه مي‌کوشد اندیشه‌های اونو را در بستر عینی شکل‌گیری آن‌ها پی بگیرد؛ یعنی از دل روند تاریخی رشد دانش اقتصادی مارکسی در ژاپن و منازعات فکری و مباحثات نظری میان مارکسیست‌های ژاپنی. از خلال این متن، برای مثال، به‌طور روشن‌تری درمي‌بابیم که چه پرسش‌های بنیانی و مساله‌مندي‌هایی دغدغه‌های نظری اونو (و پیشینیان و معاصران وی) را شکل دادند و اینکه دستاوردهای نظری اونو در مواجهه با چه چالش‌های مشخصی و از چه مسیری حاصل شد. ایتو در فرازی از مقدمه‌ی این نوشتار مي‌نویسد:

«هدف این مقاله آن است که طرحی کلی از توسعه‌ی تاریخی اقتصاد مارکسی در ژاپن ارایه دهد. … مي‌خواهم نشان دهم که چرا و چگونه [علم] اقتصاد مارکسی چنین استوار در ژاپن ریشه دوانید و توسعه یافت

درعین حال، فراتر از علاقمندی صرف به آشنایی با مکتب اونو، با خوانش این نوشتار ایتو همچون یک تک‌نگاری تاریخی درمي‌یابیم که دستگاه نظری مارکسی در جامعه‌ی ژاپن در متن چه روند تاریخی پویا، جمعی و پر کشاکشی رشد و گسترش یافته است. حاصل این روند نه فقط آن بوده که مارکسیسم جایگاه برجسته‌ای نزد اندیشمندان و روشنفکران این جامعه (حتی میان طیف‌های غیرمارکسیست) بیابد24، بلکه دستاوردهای نظری پژوهش‌گران ژاپنی (به‌ویژه رهیافت‌های مکتب اونو) نقشی جدی در تعمیق شناخت معاصر از نظریه‌ی مارکسی داشته است. داعیه‌ای که نویسنده در این خصوص طرح مي‌کند، قطعاً در نظر مخاطب گزاف جلوه مي‌کند:

«مطالعات ژاپنی درباره‌ی کاپیتالْ پیشرفته‌ترین مطالعات اخیر در این حوزه در سطح جهان بوده است

طبعا امکان داوری عیني‌ترِ این داعیه نیازمند آشنایی نزدیک‌تر با دستاوردهای مکتب اونو و نیز سیر پژوهش‌های مارکسی در قرن بیستم است25؛ اما فارغ از چند و چون این داوری، مي‌توان با اطمینان گفت که رشد و تعمیق اقتصاد سیاسی مارکسی در ژاپنْ (حداقل به گواهی دو فصل نخست این مجموعه) حاصل فرآیند بلندمدتی از پژوهش‌های هدفمند جمعی و مباحثات بي‌وقفه‌ی نظری حول پرسش‌ها و مسایلی بنیادین بوده است؛‌ مسایلی که خاستگاه اصلی آن‌ها تعامل با واقعیت‌های تاریخ معاصر ژاپن و نیازهای پیشِ روی جنبش سوسیالیسی این کشور بوده است. اما آنچه به کوزو اونو و هم‌فکرانش این توان را بخشید که ثمرات چنین روندی را به بهترین نحو شکوفا سازند، در کنار همه‌ی عوامل دیگر، باور به اهمیت کار مستمر علمیپژوهشی در دل جنبش سوسیالیستی، و در همین راستا آمادگی و عزم آنان برای برخورد نقادانه و خلاقانه با دستاوردهای نظری گذشته بوده است:

«اونو و پیروانش هم از گزند استالینیسم و هم از اغتشاش ناشی از فروپاشی ناگهانی آن در امان ماندند، همچنان که از نوسانات خطوط سیاسی احزاب کمونیست و سوسیالیست نیز برکنار ماندند. هدف اصلی آن‌ها پرورش و گسترش مضمون علمی اقتصاد مارکسی بوده است. … اگرچه کاپیتال برخی مصالح و بصیرت‌های نظری پایه‌ای را فراهم آورده است، اما این مصالح و بصیرت‌ها مي‌باید در چارچوب یک نظریه‌ی بنیادی تکمیل گردند

روشن است که ویژگي‌های تاریخی مشخص جامعه‌ی ژاپن در روند مورد بحثْ زمینه‌‌‌ی مادی باردادنِ چنین تلاش‌هایی را فراهم ساخت و در شکوفایی اقتصاد سیاسی مارکسی مؤثر واقع شد. یکی از این ویژگي‌ها، که تأثیر نمایانی در این زمینه بر جای گذاشت، آن بود که این جامعه برخلاف بسیاری از جوامع آسیایینه‌فقط از حیات آکادمیک پویایی برخوردار بوده است (جز در مقطع جنگ جهانی دوم)، بلکه در آنجا پیوند و تعامل زنده و فعالی بین سپهر آکادمی با سپهرهای روشنفکری و سیاسی وجود داشته است. قطعاً به‌لحاظ روندهای تاریخی و بسترهای اجتماعیسیاسی، تفاوت‌های موجود میان جامعه‌ی ژاپن و جامعه‌ای نظیر ایران چنان ژرف است که هر مقایسه‌ای میان دستاوردهای نظری جنبش سوسیالیستی در دو کشور، مقایسه‌ای صوری و میان‌تهی خواهد بود. اما به‌‌باور من این امر موجب نمي‌شود که نتوان جنبه‌ها و رویه‌هایی از روند طي‌شده را مورد تأمل و ژرف‌نگری قرار داد. در نظر من مهم‌ترین خصلت‌هایی که در مطالعه‌ی سیر تاریخی سنت‌های نظری مارکسی در ژاپن (و پدیداری مکتب اونو) جلب توجه مي‌کند، یکی هدفمندی و مساله‌مندی جستجوگري‌های یادشده بر اساس مختصات تاریخی جامعه‌ی ژاپن است؛ و دیگری، تعاملات و مباحثات جمعی بي‌وقفه برای پرورش پاسخ‌هایی که خود هر دم با پاسخ‌های تازه‌تری نقد و اصلاح مي‌شدند. هر دوی این‌ها مولفه‌های مهمی از یک «پراتیک نظری» مؤثر در ساحت جنبش سوسیالیستی هستند؛ پراتیکی جمعی و مستمر که فقدان آن هنوز هم در فضای سیاسی و روشنفکری چپ ایران مشهود است. ایتو در فرازی از این نوشتار صورت‌بندی کلی درخشانی از بنیادي‌ترین مساله‌‌ای که محرک واقعی جستجوگري‌های نظری نزد سنت‌های مارکسیستی ژاپن بوده است ارایه مي‌دهد:

«چگونه مي‌توان خصلت‌های عام و خاص توسعه‌ی سرمایه‌دارانه‌ی ژاپن را تحلیل کرد؟»

به‌نظر مي‌رسد که در موقعیت کنونی، پرسش فوق (با جایگزینی نام کشورها) برای چپ مارکسیستی ایران هم پرسشی بنیادی است؛ اما با این تفاوت مهم که «هنوز» به‌قدر کافی به یک پروبلماتیک جمعی بدل نشده است. باید اذعان کرد که بنا بر مجموع شرایط سیاسیتاریخی، و متأثر از آنْ معضلات درونیِ دامن‌گیر چپ ایرانی، شاید هنوز راه پرسنگلاخی برای شناسایی پروبلماتیک‌های تاریخی و شکل‌دادن به پراتیک‌های نظری جمعی حول آن‌ها پیش رو داریم.

تصور می‌کنم گفتاوردی از سکین در مقدمه‌اش بر انتشار ترجمه‌ی انگلیسی کتاب اونو اصول اقتصاد سیاسی») جمع‌بندی مناسبی برای این یادداشت، یا دست‌کم بیان فشرده‌ای از انگیزه‌ی مترجم برای برگرداندن این مقالات باشد:

«وقت آن رسیده است که اندیشه‌ی اونو را از تنگنای زبان ژاپنی رها کنیم تا بتوان آن را به دارایی مشترکی برای دانش‌پژوهی جهانی بدل کرد

نکاتی درباره‌ی ترجمه‌ی مقالات این مجموعه:

مقالات گردآوری‌شده در این مجموعه طی سهچهار سال گذشته ترجمه و انتشار یافته‌اند: شش مقاله‌ی نخست توسط همین مترجم و در تارنمای کارگاه دیالکتیک، و مقاله‌ی هفتم دیالکتیک سرمایه: تفسیری اونویی) توسط آیدین ترکمه در تارنمای پراکسیس (و فضا و دیالکتیک) ترجمه و منتشر شده‌اند. افزودن مقاله‌ی اخیر به این مجموعه، هم برای کامل‌شدن ترجمه‌های فعلی از سکین26 و هم به‌دلیل بیان نسبتا ساده‌ی مفهوم دیالکتیک در این مقاله است. از آیدین ترکمه سپاسگزارم که با گشاده‌رویی اجازه‌ داد تا این ترجمه را در مجموعه‌ی حاضر بگنجانم.

اکثر فرازهای نقل‌شده از هگل، مارکس، انگلس، لنین و دیگران بر مبنای فرازهای انگلیسی در متون سکین مستقیماً به فارسی برگردانده شده‌اند؛ طبعا نه با داعیه‌ی کیفیت بهتر ترجمه، بلکه صرفاً به‌دلیل دشواري‌های ارجاع به متون متناظر فارسی (امیدوارم خواننده‌ی سخت‌گیرْ این سهل‌انگاری و نارسایی پیامد آن را بر مترجم ببخشد). ‌همان‌طور که خواهید دید مقالات سکین اغلب شامل توضیحات و یادداشت‌های جانبی بسیاري‌ست؛ در کتاب حاضر این یادداشت‌های جانبی در پانویس صفحات مربوطه (با شماره‌ی درون کروشه { }) گنجانده شده‌اند. برای روان‌ترشدن ترجمه و رسانش بهتر معنای کلام، واژه‌ها و گاه عبارت‌ها و توضیحات کوتاهی از سوی مترجم در متن گنجانده شده‌اند که همگی در درون کروشه [ ] جای گرفته‌اند مترجم بر این باور است که گاه تصمیم‌گیری قطعی در خصوص نحوه‌ی برگرداندن فارسی برخی مفاهیم و اصلاحات فنی (و حتی برخی واژه‌های عادی که نقش مهمی در رسانش معنا ایفا مي‌کنند) دشوار است. برای اینکه در این‌گونه موارد سلیقه‌ی مترجم وزن بالایی پیدا نکند و خواننده نیز بتواند در رسانش و فهم معنا مشارکت (بیشتری) داشته باشد، معادل‌های لاتین این اصطلاحاتْ در پانویس (و در مواقعی، در خود متن) آورده شده‌اند. در عین حال، واقفم که ترجمه‌ی مقالات حاضر به دور از نارسایی نیست و پیشاپیش از بازخوردهای احتمالی دوستان و خوانندگان اهل فن ]برای بهبود ویراست بعدی این مجموعه27[ استقبال مي‌کنم.

م. ب. / اسفند ۱۳۹۸

* * *

پانویس‌ها:

1. آشنایی اولیه‌ی مترجم با مکتب اونو به واسطه‌ی نوشته‌هایی از رابرت آلبریتون (در امتداد و بسط دیدگاه‌های اونو و سکین) بود که به همت فروغ اسدپور به فضای فکریِ فارسي‌زبان معرفی گردید (از جمله با ترجمه‌ی کتاب: «دیالکتیک و واسازی در اقتصاد سیاسی»، نشر پژواک، ۱۳۹۴). در همین مجالْ لازم مي‌دانم که از تلاش‌های الهام‌بخش دوست ارجمندم قدردانی کنم.

2. برخلاف توماس سکین که به‌واسطه‌ي‌ ترجمه‌ی مقالاتی از او* (عمدتا در کارگاه دیالکتیک) و نیز ترجمه‌ی آثاری از رابرت آلبریتون شاید تاحدی برای مخاطب علاقمند فارسي‌خوان شناخته‌شده باشد، آثار و اندیشه‌های ماکوتو ایتو در فضای چپ ایران عموما ناشناخته‌‌اند. مقاله‌ای که از ایتو در این کتاب (فصل دوم) مي‌آید یحتمل هنوز هم تنها مقاله‌اي‌ست که از وی به فارسی برگردانده شده است (انتشار: مهر 1396- کارگاه دیالکتیک). باید خاطرنشان گردد که خوانش سکین و ایتو از آرای اونو طبیعتا حاوی تفاوت‌هایي‌ست؛ خصوصا بسط نظریات اونو توسط این دو اندیشمند جهت‌گیري‌های نسبتا متفاوتی داشته است {درواقع، آنچه درحال حاضر به‌میانجی متون فارسی از مکتب اونو مي‌شناسیم، مشخصا رویکرد نظری «اونوسکین» است که توسط به‌اصطلاح «شاخه‌ی کانادایی مکتب اونو» و با فعالیت‌های نظری مشترک توماس سکین و رابرت آلبریتون و همکاران‌شان در دانشگاه یورک کانادا پرورش و بسط یافته است}. مقاله‌ای که از ایتو در این کتاب مي‌آید متاسفانه پرتو چندانی بر تمایزات درونی گرایش‌های مکتب اونو نمي‌اندازد، چون این متن صرفا زمینه‌ها و خاستگاه‌های تاریخی پیدایش و رشد اقتصاد مارکسیستی (و ازجمله مکتب اونو) در جامعه‌ی ژاپن را معرفی مي‌کند.

{* نخستین ترجمه‌ی فارسی از نوشته‌های سکین، مقاله‌ای بود از مجموعه‌ی «دیالکتیک برای قرن جدید» (ویراسته‌ی اولمن و اسمیت)، که به‌همت آیدین ترکمه به فارسی برگردانده شد: توماس سکین: «دیالکتیکِ سرمایه: تفسیری اونویی»، تارنمای پراکسیس، دسامبر 2015. این مقاله با کسب اجازه از مترجم در این مجموعه (فصل هفتم) گنجانده شده است.}

3. طبعا بسیاری از این پرسش‌های اصلی هدایت‌گر (Leitfragen)، پیوند نزدیکی با مختصات فضای سیاسی و تاریخی آن زمان (نیمه‌ی دوم قرن بیستم) داشتند. برای مثال: ماهیت سرمایه‌داری در پیوند با دینامیسم تحولات معاصر آن دوره (نظیر ظهور و افول فاشیسم یا روندهای به‌اصطلاح استعمارزدایی و مدرنیزاسیون و توسعه)؛ ماهیت نظام‌های اقتصادیاجتماعی حاکم بر کشورهای پیرامونی و نسبت آن‌ها با نظام رو به رشد سرمایه‌داری جهانی؛ ماهیت سوسیالیسم و مختصات یک نظام سوسیالیستی؛ و نظایر آن. اما درعین حال، باید در نظر داشت که بخشی از دینامیزم نظریه‌ی مارکسیستی در دوره‌ی مورد بحث، ناشی از سویه‌‌ی عام‌تري‌ست که صرفا مختص همین دوره نبوده است. به‌طور کلی، ظهور و گسترش و تلاقی چندگانه‌ی سنت‌های مختلف نظری و آکادمیک (یا جریان‌های گوناگون سیاسی و روشنفکری هم‌بسته با آنها)، و برخورد و آمیزش گریزناپذیر آرای آنان با میانجي‌های متنوع و ممکن، تکانه‌ها و پرسش‌ها و قلمروهای نظری تازه‌تری مي‌آفریند، که مواجهه با آن‌ها پویایی نظریه‌ی مارکسیستی را مي‌طلبد و بخشا در شرایط مناسب این پویایی را برمي‌انگیزد. بر این اساس، بخشی از پرسش‌های محرک نظریه‌ی مارکسیستیِ معاصر را مي‌‌توان تلویحا «بینانظریه‌ای» و یا ناشی از ضرروت‌های درونی فرآیند پویش نظری تلقی کرد. ولی از سوی دیگر، همین‌ پرسش‌ها نیز خواه به‌اعتبار خاستگاه‌های مادي‌شان در ظهور و تلاقی نظریه‌ها، و خواه به‌اعتبار دستاوردها و افق‌های نظري‌ای که بر آن تکیه دارند، به‌واقع پرسش‌هایی تاریخی و برآمده از تضادها و تنش‌های فعال در سطح انضمامیتاریخی هستند و لذا پیوند ناگزیری هم با پراتیک سیاسی جنبش‌های اجتماعی دارند؛ با این‌که گاه ممکن است صرفاً صورت‌بندی جدیدی از پاره‌ای پرسش‌های قدیمي‌تر برای گمانه‌زنی مجدد درباره‌ی آن‌هابه‌نظر برسند.

4. درس‌گفتارهای الکساندر کوژِو بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۹ در پاریس، حول پدیدارشناسی روح، سهم موثری در پذیرش و گسترش نسبی آرای هگل در فرانسه‌ی دهه‌ی چهل داشت. به‌ویژه آن‌که در پرورش فکری اندیشمندان جوانی چون مرلوپونتی، دوبوآر، سارتر، باتای، لویناس، وایل و لکان که از جمله‌ی شرکت‌کنندگان در این درس‌گفتارها بودند تاثیر به‌سزایی داشت.

5. برای مرور فشرده‌ای بر زمینه‌‌های شکل‌گیری برخی از این گرایش‌های نظری نگاه کنید به:

امین حصوری: «مساله‌ رومن روسدولسکی؛ نکاتی درباره‌ شکل‌گیری برخی خوانش‌های جدید هگلی از مارکس»

6. طبعا با افول نسبی اقتدار جهانی مارکسیسم شوروی و در کشاکش با نمایندگان سیاسی آن، این آرا که پیش‌تر تحت سلطه‌ی مارکسیسم رسمی (و نفوذ بي‌رقیب کمینترن) به‌حاشیه رانده شده بودند، مجالی برای طرح مجدد یافتند و با اقبال گسترده‌تری هم مواجه شدند؛ اما ضرورت نظری بازگشت و گرایش نسبی به آن‌ها عمدتا ناشی از برجسته‌شدن تدریجی اهمیت مقوله‌ی «دیالکتیک» در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بود.

7. در سال 1972 نسخه‌ی انگلیسی این اثر (با ترجمه‌ی فردی پرلمن) منتشر گردید. انتشار ترجمه‌ی فارسی آن (به‌همت علی شمس‌آوری) در سال 1383 انجام گرفت.

8. در نگاهی وسیع‌تر، طیف اخیر (فارغ از اونو و برخی نظریه‌پردازان بعدی گرایش اونویی) اندیشمندان مارکسی بسیاری را در بر مي‌گیرد، که از میان آنها مي‌توان به نام‌های زیر اشاره کرد: رومن روسدولسکی، اِوالد ایلینکوف (Evald Ilyenkov)، آلفرد اشمیت، والتر توخشِرِر (W. Tuchscheerer)، ییندریچ زِلنی (Jindrich Zeleny)، هانسیورگن کرال (Hans J. Krahl)، هانسگیورگ بک‌هاوس، هلموت رایشلت، کریستوفر آرتور، جایروس باناجی (Jairus Banaji)، تونی اسمیت، فرد موزلی، روی باسکار، علی شمس‌آوری، خیرت رویتن، مایکل ویلیامز، ریکاردو بلوفیوره، روبرتو فینچی، پاتریک مورای و غیره.

9. بعدها در سال ۱۹۶۴ اونو فشرده‌ای از مضمون این دو مجلد را در قالب کتابی تک‌جلدی (تحت همین نام، یعنی: «اصول اقتصاد سیاسی») منتشر ساخت؛ و این همان کتابی است که توماس سکین به انگلیسی برگرداند و با انتشار آن در سال ۱۹۸۰، نخستین‌بار امکان تماس مستقیم پژوهش‌گران غیرژاپنی با دیدگاه‌های اونو را فراهم ساخت؛ پیش از آن، سکین با انتشار مقاله‌ی زیر (فصل اول همین مجموعه) در سال ۱۹۷۵، امکان آشنایی مقدماتی مخاطبان غیرژاپنی با اندیشه‌های اونو را فراهم ساخته بود:

Kozo Uno (1964, 1980): Principles of Political Economy; Theory of a Purely Capitalist Society (Transl. by T. Sekine).

10 بي‌تردید فهم دقیق خاستگاه‌های فکری اونو و پایه‌های نظری مکتب اونو، بدون آگاهی از دینامیزم اندیشه‌ی مارکسیستی در ژاپن نیمه‌ی اول قرن بیستم دشوار خواهد بود. ماکوتو ایتو، اقتصاددان مارکسیست و از شاگردان برجسته‌ی اونو،‌ طی مقاله‌ای به سال۱۹۸۰ شرح فشرده‌ و ارزشمندی از این پیش‌زمینه‌ی نظریتاریخی به‌دست داده است؛ متنی که خواه به‌دلیل انسجام مضمونی و خواه پیش‌گامی آن در معرفی تحولات نظری اقتصاد مارکسی در ژاپن، مورد ارجاع بسیاری از پژوهش‌گران بعدی بوده است (ترجمه‌ی مقاله‌ی ایتو، به‌عنوان مکملی مفید بر مقاله‌ی سکین در معرفی خاستگاه‌های تاریخی و کلیات نظری مکتب اونو، در دومین فصل کتاب حاضر گنجانده شده است):

Makoto Itho, 1980: The Development of Marxian Economics in Japan. (in M. Itoh: Value and Crisis; Essays on Marxian Economics in Japan)

11. Thoma T. Sekine, 1977: An Essay on Uno’s Dialectic of Capital.

مقاله‌ی فوق ضمیمه‌ی مفصل تکمیلی و روش‌شناسانه‌اي‌ست که سکین برای انتشار ترجمه‌‌اش از کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» اونو (به سال۱۹۸۰) بدان افزوده است (ترجمه‌ی آن در فصل چهارم همین مجموعه آمده است).

12. رابرت آلبریتون در بسط نظریات اونو، تاکید ویژه‌ای بر پژوهش درباره‌ی «نظریه‌ی مرحله» دارد و بر این باور است که نظریه‌ی اونو در باب مراحل توسعه‌ی سرمایه‌داری، ناتمام و نابسنده است. از جمله به‌این دلیل که اونو در کتابی که در باب نظریه‌ی مرحله نگاشته است انواع سیاست‌های اقتصادی تحت سرمایه‌داری»)، عمدتا به سیاست‌های اقتصادی پرداخته و سایر سازوکارهایی که سرمایه در مسیر انباشت با آن‌ها تعامل و کشمکش دارد (نظیر جنسیت، قانون، مذهب و غیره) را لحاظ نکرده است. آلبریتون علاوه بر سه مرحله‌ی یادشده‌ از سوی اونو، به مرحله‌ی چهارمی در توسعه‌ی سرمایه‌داری قایل است که با عنوان «مرحله‌ی مصرف‌گرایی» از آن یاد مي‌کند. برای آشنایی بیشتر با نظریه‌ی اونویی مرحله و دیدگاه آلبریتون در خصوص این نظریه‌ نگاه کنید به:

Robert Albritton, 1991: A Japanese Approach to Stages of Capitalist Development.

(این کتاب توسط همین مترجم در دست ترجمه است و تاکنون ترجمه‌ی چهار فصل نخست آن در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» منتشر شده است.)

13. در این زمینه سکین علاوه بر مقاله‌ی حاضر (۱۹۷۵)، ترجمه‌ی کتاب اصول اقتصاد سیاسی اونو را (به همراه یک مقدمه و دو ضمیمه‌ی ارزشمند) در سال ۱۹۸۰ منتشر ساخت و نیز در مقالات متعددی به معرفی و شرح و بسط دیدگاه‌های اونو و دفاع از آن‌ها پرداخت. اخیراً نیز کتاب اونو در باب نظریه‌ی مرحله توسط سکین به انگلیسی برگردانده شده است:

Kozo Uno, 2016 (1964): The Types of Economic Policies Under Capitalism. Translated by T. Sekine; Edited by J. Bell.

14. در سال ۲۰۱۳ کتاب گزیده‌ي‌‌ مقالات سکین با ویراستاری جان بل (John Bell) منتشر گردید:

Thomas T. Sekine, 2013: Towards a Critique of Bourgeois Economics, Edite by John Bell.

15. از جمله ویراستاری مشترک مجموعه‌‌مقالات زیر به‌همراه آلبریتون:

R. Albritton & T. Sekine (ed.), 1995: A Japanese Approach to Political Economy; Unoist Variations.

16. کتاب‌های سکین در زمینه‌ی بازسازی دیالکتیک سرمایه‌:

Sekine, T., 1986: The Dialectic of Capital. A Study of the Inner Logic of Capitalism.

Sekine, Thomas T., 1997: An Outline of the Dialectic of Capital, 2 volumes.

17. Thomas T. Sekine (Ed.): The Collected Works of Kozo Uno, 10 volumes, Iwanami Publishers (1973-74)

18. در مقاله‌ی زیر برای مثالدر توصیف وضعیت جنبش دانشجویی دهه‌ی۱۹۶۰ ژاپن، به تاثیرپذیری دانشجویان چپ‌گرا از آرای کوزو اونو اشاره شده است:

Gavan McCormack, 1971: The Student Left in Japan. New Left Review 65.

19. Jan Hoff, 2009: Marx Global, Zur Entwicklung des internationalen Marx-Diskourses seit 1965.

20 . مجموعه مقالات کتاب «ارزش و بحران» درآمد مناسبی برای آشنایی با دیدگاه‌های ایتو و مشارکت وی در توسعه‌ی نظری رهیافت‌های مکتب اونو در گستره‌ی اقتصاد سیاسی مارکسی است.

21. Makoto Itoh,1987: The Basic Theory of Capitalism.

22. Makoto Itoh,1995: Political Economy for Socialism.

23. Makoto Itoh and Costas Lapavitsas, 1999, Political economy of money and finance.

24. نویسنده همچنین معیارهایی کمّی برای نشان‌دادن میزان نفوذ مارکسیسم در جامعه‌ی ژاپن ارایه مي‌دهد. مواردی از این دست: شمار ترجمه‌های متفاوت موجود از سه‌جلد کاپیتال مارکس (حداقل ۴ ترجمه‌ی کامل، تا دهه‌ی ۱۹۶۰)؛ شمارگان فروش کاپیتال (حدود یک‌ونیم میلیون نسخه تا پایان دهه‌ی ۱۹۵۰)؛ شمار اقتصاد‌دانان مارکسیست در نهادهای پژوهشی و آکادمیک (حدود هزار نفر، بر مبنای داده‌های میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۷۰). و در همین‌راستا مي‌نویسد: «حدود 200 دانشور حرفه‌ای یا یک‌پنجم کل اقتصاددانان مارکسیست ژاپنی را مي‌توان ذیل نظریه‌پردازان مکتب اونو دسته‌بندی کرد».

25. برای نمونه نگاه کنید به کتاب زیر (سرفصل سنت مارکسیسم ژاپنی):

Jan Hoff, 2009, Marx global: Zur Entwicklung des internationalen Marx-Diskurses seit 1965.

26 . مصاحبه‌ی بلندی از سکین توسط محمد عبادي‌فر در دست ترجمه است که چهار بخش از آن در کارگاه دیالکتیک منتشر گردید. این مصاحبه به‌زودی به‌صورت کتابچه‌ی جداگانه‌ای منتشر مي‌شود:

«مقدمه‌ای بر رویکرد اونو–سکین؛ گفتگو با توماس سکین»، برگردان: م. عبادي‌فر، کارگاه دیالکتیک.

27. هسته‌ی اصلی این یادداشت، مقدمه‌هایي‌ست که بر انتشار نخستین ترجمه‌ام از سکین (شهریور ۱۳۹۵) و ترجمه‌ی مقاله‌ای از ایتو (مهر 1395) در تارنمای کارگاه دیالکتیک نگاشتم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *