اعتصابات سراسری رانندگان کامیون در ایران: دعوت به پیمودن راهی ناتمام | گردآوری و تدوین: نیما صبوری

    نسخه‌ی فارسی گزارش آلمانی (در نشریه‌ی اینترنتیِ Freie Sicht) (نسخه‌ی پی. دی. اف. گزارش آلمانی در نشریه‌ی اینترنتیِ Labournet) یازدهمین روز از سومین دور اعتصابات سراسری رانندگان کامیون‌ در ایران سپری شده است [تا زمان تدوین این گزارش1]. دور نخست اعتصابات (از ابتدای خرداد سال جاری – ۲۲ می ۲۰۱۸) که با تشدید بحران اقتصادی ایران (از جمله سقوط ارزش پول ملی) و رشد پیامدهای معیشتی آن مرتبط بود، مشخصاً در اعتراض به عدم پرداخت حق بیمه‌‌ی سهم دولت، عوارض بالای باربری و جاده‌ای، افزایش قیمت لاستیک و قطعات یدکی، و درصد بالای سهم شرکت‌های باربری و آزارها ادامه ی مطلب…

کارنامه‌ی ما در بزنگاه تاریخی | شهاب برهان

      مقدمه: من همیشه از این که منتقدین خیرخواه و نه فقط بدخواهان، از عبارات کلی چون « چپ ایران»، « چپ ما» استفاده می‌کنند، شاکی بوده و همواره سعی کرده‌ام به سهم خود تفاوت ها را نادیده نگیرم و سره و ناسره‌ها در یک توبره نریزم. اما به اقتضای بحث روی یک کلیت و یک شمولیت عمومی، استثنائاً در این نوشته از همه کمونیست‌ها، مارکسیست ها، سوسیالیست‌ها، آنتی‌کاپیتالیست‌ها و آنارشیست‌های ایرانی متعهد و بر سر پیمان در خارج از کشور، چه متشکل و چه منفرد، با عبارت کش‌دار و کلی « چپ»، فاکتور می‌گیرم چرا که کارنامه‌ی ادامه ی مطلب…

نقش سیاست هویتی در گسیختگی چپ: گفتگو با اسد حیدر | ترجمه: امین حصوری

    نقش سیاست هویتی در گسیختگی چپ: گفتگو با اسد حیدر1   مصاحبه‌گر: راشمی کومار برگرفته2 از نشریه‌ی The Intercept   درآمد: سیاست هویتی چیزی است برای همه، اما نه در مسیری درست. در سال ۲۰۱۶ هیلاری کلینتون در کارزار انتخاباتی‌اش، برای جلب اعتماد رای‌دهندگان جوانِ لیبرال، به‌گونه‌ای سطحی به مفاهیم «تلاقی» (intersectionality) و «ارجحیت سفید» (white privilege) متوسل شد. ریچارد اسپنسر (Richard Spencer) و اعضای «راست بدیل» (alt-right) نیز خود را «هویت‌گرا» می‌خوانند تا آنچه به‌واقع هستند، یعنی برتری‌طلبان سفید (white supremacists)، را پنهان سازند. و نزد برخی افرادِ «بیدارشده» نیز پوشیدن تی‌شرتی با نشان «فمینیست» و افشای ادامه ی مطلب…

راز و رمز همکاری در جنبش کارگری دانمارک: گفتگو با دو تن از فعالان جنبش کارگری دانمارک | فروغ اسدپور

      گفتگو با فعالان جنبش کارگری دانمارک پیرامون تهدید به اعتصاب عمومی در بخش دولتی و عمومی در سال ۲۰۱۸ گفتگو و ترجمه: فروغ اسدپور   مقدمه‌‌ی عمومی: متن زیر به فراز مهمی از فعالیت اجتماعی پر‌جنب‌و‌جوش جنبش کارگری دانمارک و بسیج همگانی از پایین در بخش کارکنان دولتی-عمومی می‌پردازد که چندی پیش با انعقاد قراردادهای دسته جمعیِ جدید پایان یافت.1 نکته‌ی مهمی که در این فعالیت‌ها، فعالیت‌هایی که سه ماه پایانی سال ۲۰۱۷ و ماه‌های آغازین سال ۲۰۱۸ (تا ماه مه) را در بر می‌گیرد،‌ به‌چشم من و هر ناظر علاقمند به جنبش‌های اجتماعی برجسته می‌آمد، درک ادامه ی مطلب…

امتدادهای افشاگرانه‌ی فوتبال: از هم پیوندی ناسیونالیسم و سرمایه‌داری‌ تا زایش نژادپرستی | بیژن کیارسی، امین حصوری

یکی از هواداران تیم ملی فوتبال آلمان پیش از بازی آلمان-آرژانتین در فینال جام‌جهانی ۲۰۱۴، در محل یادبود قربانیان هولوکاست در برلین. (عکس: Adam Berry)       توضیح کارگاه: به بهانه‌ی شروع دور جدیدی از مسابقات جام جهانی فوتبال، متنی انتقادی درخصوص پیوند فوتبالِ حرفه‌ای با مناسبات سرمایه‌دارانه‌ را بازخوانی می‌کنیم. با این توضیح که این متن نخستین بار اندکی پس از پایان جام جهانی ۲۰۱۴ (آلمان) در تارنمای پراکسیس منتشر گردید. * * * پیش‌درآمد:‌ چند روز از برگزاری فینال جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ می‌گذرد و در آلمان انفجار شادی‌های عمومی اندکی فروکش کرده است (آغاز هفته‌ی کاریْ ادامه ی مطلب…

دو یادداشت درباره‌ی: «صدای سوم» در مواجهه با خطر جنگ، مداخله‌ی امپریالیستی و تداوم سرکوب داخلی | شهاب برهان

    توضیح کارگاه: آنچه در پی می‌آید اگرچه بیش از ده سال پیش و در فضای سیاسی ملتهب برآمده از تهدید‌های نظامی ایالات متحده علیه ایران نگاشته شده است (به‌ترتیب در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷)، اما با وضعیت کنونی ما همخوانی بسیار نزدیکی دارد؛ نه‌فقط از این منظر کلی که حیات تاریخیِ جامعه ما هنوز به سیاق تجارب صد و اندی سال گذشته در تلاقی‌ها و همسازی‌های استبداد و امپریالیسم رقم می‌خورد، بلکه همچنین از این زاویه‌ی مشخص که روند تلاقی‌های ادواری حاکمیت ایران و قدرت‌های امپریالیستی، اینک بار دیگر شرایط تهدید نظامی و تحریم اقتصادی و مداخله‌ی خارجی ادامه ی مطلب…

نظریه‌ی رادیکال و آکادمی: رابطه‌ای بغرنج | تورکیل لاوزن، گابریل کون | برگردان: امین حصوری

    [برگرفته از نشریه‌ی Counterpunch]   توضیح کارگاه: رابطه‌ی میان پراتیک نظری و پراتیک سیاسی پرسش‌ چالش‌برانگیزی‌ست که بسیاری از فعالین چپ – دست‌کم در مقاطعی – بیش‌وکم با آن روبرو بوده‌اند؛ خواه از منظر فردی، مثلاً چگونگی جهت‌یابی نظری و سیاسی و یا نحوه‌ی برقراری توازن میان این دو حوزه، و خواه از منظر ضرورت‌های جمعی مبارزه، مثلاً شناسایی هرچه عمیق‌تر تحولات جامعه‌ و روندهای تاریخیِ جهان سرمایه‌داری و یا تدوین استراتژی های موثر. در مقاطعی که تنش‌ها و بحران‌های جامعه روند حادتری به خود می‌گیرند، یا تحولات اجتماعی و سیاسی شتاب بیشتری می‌یابند، این گرایش تقویت می‌شود ادامه ی مطلب…

رادیکالیسم، رفورم، و ضرورت «اراده‌ی هدایت‌گر» | عبدی کلانتری

      توضیح کارگاه: نسخه‌ی اولیه‌ی این متن در قالب یادداشتی فیسبوکی منتشر گردید و بازنشر آن با کسب اجازه و موافقت مولف محترم انجام می‌شود. از نظر ما این متن فشرده به واسطه‌ی پرسش‌ها و دغدغه‌های مهمی که به‌طور موجز در ساحت استراتژی مبارزه‌ی رادیکال در موقعیت خطیر کنونی جامعه‌ی ایران طرح می‌کند درخور تامل و بازاندیشی است. بر این باوریم که هر مبارزه‌ی رادیکال با پرسش‌های بنیادین برآمده از شرایط مادی و تاریخی خویش روبروست که شناسایی و دامن‌زدن به آنها گام نخست در جهت تدارک مسیر پاسخ‌‌گویی جمعی به آنهاست. تحریریه‌ی کارگاه دیالکتیک / ۶ اسفند ادامه ی مطلب…

پروژه‌ی عاجل و حیاتی چپ، پوست‌اندازی دموکراتیک است | فروغ اسدپور (در مصاحبه با رادیو زمانه)

    فروغ اسدپور در مصاحبه‌ی مکتوب با رادیو زمانه (۱۱ بهمن ۱۳۹۶)   ■ تحلیل‌های بسیاری پس از اعتراضات سراسری دی‌ماه ۹۶ منتشر شده. برخی آنها را کاملاً به علت‌های اقتصادی فرومی‌کاهند، برخی آن را مصداق بارز شکاف کار و سرمایه یا نبرد طبقاتی می‌دانند، و برخی نیز علت اصلی را سیاسی می‌شمرند. به نظر شما آیا می‌توان علت غایی توضیح‌دهنده برای اعتراضات اخیر یافت، آیا آنها چندعلتی و چندبنیانی بودند، و اساساً خودتان آنها را ــ به ویژه در مقایسه با تاریخ اعتراضی ایران معاصر، از انقلاب ۵۷ تا جنبش اعتراضی ۸۸ ــ چگونه ارزیابی می‌کنید؟ روشن است ادامه ی مطلب…

خیابان و رهایی از توهم اصلاح‌طلبی (به‌بهانه‌ی اظهارات گزاف سعید حجاریان) | امین حصوری

    خیابان و رهایی از توهم اصلاح‌طلبی (به‌بهانه‌ی اظهارات گزاف سعید حجاریان1) امین حصوری تا پیش از اعتراضات خیابانی فراگیر دی‌ماه، نگرش کمابیش رایج در فضای رسانه‌ایِ غیررسمی به اصلاح‌طلبان2 چنین بود که این جناحْ آنتی‌تز جناح اصول‌گرا یا محافظه‌کار (یا تندروی) حاکمیت انگاشته می‌شد؛ درکی که آشکارا متأثر از ادبیات سیاسی مسلط در فضای سیاستِ رسمی و قطبیِ‌شده‌ی موجود بود. اکنون که مادیت خیزش فرودستان سیطره‌ی این آموزه‌ی گفتمان رسمی را به چالش کشیده و بالاخص خود اصلاح‌طلبان هم در مواجهه با عرصه‌های غیرقابل‌ مهندسی، عیار سیاسی‌شان را عیان‌تر از همیشه نمایان ساختند، نگرش متعارف قبلی با جدیت ادامه ی مطلب…