درباره‌ی دیالکتیک شکل ارزش | هانس‌گئورگ باکهاوس | برگردان: بابک پاشاجاوید

نویسنده: هانس‌گئورگ باکهاوس برگردان: بابک پاشاجاوید یادداشت مترجم مقاله‌ی کلیدیِ پیشِ رو «زاییده‌ی نظریه‌ی انتقادی مکتب فرانکفورت است»1. هانس‌گئورگ باکهاوس، از پایه‌گذاران نحله‌ی آلمانی خوانش جدید مارکس2، «تأملات خود را نخست در سال ۱۹۶۵ در قالب مقاله در سمینارهای آدورنو (جامعه‌شناسی- / فلسفه) و فِچِر3 (سیاست) در فرانکفورت به‌طور عمومی عرضه کرد». با این‌حال انتشار رسمی و گسترده‌ی آن تا سال ۱۹۶۹ به تعویق افتاد؛ تا زمانی که «آلفرد اشمیت، از همکاران جوان‌تر هورکهایمر و آدورنو، مجموعه‌ای شامل این مقاله را ویراست و با عنوان کمابیش گمراه‌کننده‌ی» جستارهایی در نظریه‌ی شناخت مارکسیستی4 منتشر ساخت. «ملاحظات مبتنی بر تحلیل شکل ارزش ادامه ی مطلب…

خوانش جدید مارکس؛ نقد اقتصاد سیاسی همچون پشتوانه‌ای برای نقد جامعه | ریکاردو بلوفیوره؛ توماسو رِدُلفی ریوا

نویسندگان: ریکاردو بلوفیوره؛ توماسو رِدُلفی ریوا برگردان:‌ امین حصوری منبع1: فلسفه‌ی رادیکال، ۱۸۹، فوریه‌ی ۲۰۱۵   درآمدی به نظریه‌ی شکل ارزش (یادداشت مترجم) ۱) مروری بر پیدایش برخی سنت‌های جدید مارکس‌پژوهی چندی پیش در امتداد مجادله‌ای که در مورد اعتبار علمی و اهمیت نظری آثار اندیشمندان نحله‌ی دیالکتیک نظام‌مند درگرفته بود، طی نوشتار تحقیقی کوتاهی که با عنوان «مساله‌ی رومن روسدولسکی2» منتشر گردید، کوشیدم به بهانه‌ی پاسخ به برخی داوری‌های شتابزده، دامنه‌ی این بحث را به سطح وسیع‌تری گسترش دهم. برای این منظور، پیشینه‌ی شکل‌گیری بخش کوچکی از پژوهش‌های نظری جدید حول بازخوانی آثار اقتصادی مارکس بر مبنای منطق دیالکتیکی ادامه ی مطلب…

فقر پراتیک تئوریک در چپ ایران (2) | فروغ اسدپور

نویسنده: فروغ اسدپور اشاره: نوشتاری که پیشِ رو دارید، به‌نوعی ادامه­‌ی مطلبی است که در سال ۲۰۰۹ به نگارش درآوردم.1 رفیقم مانیا بهروزی پیشنهاد کرد که در فضای کنونی و در گیرودار بحث­‌های اخیر حول جایگاه کار تئوریک، خوب است مطلب را در تارنمای کارگاه دیالکتیک بازنشر کنیم؛ با اشتیاق پذیرفتم، اما از آنجا که گوشه­‌ی چشمی هم به بحث­‌های کنونی حول موضوع تئوری و رابطه­ی آن با پراتیک سیاسی در چپ ایرانی داشتم، ناچار شدم که به‌واقع نوشتار جدیدی بنویسم. اما به‌ گمان من این نوشتار را می‌توان در ادامه و تکمیل آن متن تلقی کرد. ف. ا. – ادامه ی مطلب…

رشد و گسترش علم اقتصاد مارکسی در ژاپن | ماکوتو ایتو | برگردان: مانیا بهروزی

نویسنده: ماکوتو ایتو برگردان: مانیا بهروزی یادداشت مترجم: نوشتار پیش رو تلاشی است برای روشنی‌بخشی به پیش‌زمینه‌های تاریخی و سنت‌های فکری‌ برسازنده‌ی مکتب اونو در جامعه‌ی ژاپن قرن بیستم، و از این نظر مکملی است ضروری بر مقاله‌ای که پیش‌تر در معرفی این سنت نظری مارکسیستی به فارسی برگردانده شد1. درحالی‌که توماس سکین در آن مقاله عمدتا بر مضمون نظری دیدگاه‌های کوزو اونو و تمایزات آن با رویکردهای رایج در اندیشه‌های مارکسیستی (پیش از ۱۹۷۵) و نیز بر رهیافت اونو به بازسازی دیالکتیک سرمایه در کاپیتال متمرکز می‌شود، ماکوتو ایتو (دیگر شاگرد برجسته‌‌ی کوزو اونو) در متن حاضر می‌کوشد اندیشه‌های ادامه ی مطلب…

روش دیالکتیکی یا روش منطقی ـ تاریخی؟ | فروغ اسدپور

فروغ اسدپور منبع: نقد اقتصاد سیاسی (ژوئن ۲۰۱۳)   در این نوشته تلاش می‌شود تا با ارجاع به فصل دوم کتاب کریستوفر آرتور با عنوان دیالکتیک جدید و سرمایه[1] تفاوت روش دیالکتیکی و روش تک­ راستایی که به نام روش منطقی ـ تاریخی هم شناخته می ­شود به اختصار بررسی شود. در همین زمینه، چرایی گزینش کالا به­ مثابه نقطه­ ی آغاز مفهوم­ پردازی سرمایه در فصل یکم جلد نخست سرمایه و نیز روش تشریح یا پیشروی در استدلال دیالکتیکی و نظام­ مند مارکس نیز بررسی می­‌شود. روش تک­راستایی یا منطقی ـ تاریخی از آن‌جا که مارکس هرگز درباره­‌ی روش ادامه ی مطلب…

سرمایه‌داری ناب یا ماتریکس | فروغ اسدپور

فروغ اسدپور منبع: نقد اقتصاد سیاسی (نوامبر ۲۰۱۲)   هنگامی که برای نخستین بار فیلم «ماتریکس[1]» را می­‌بینیم از دوگانگی، ابهام و رازآمیزی جهان انسانی دست­خوش سرگیجه می­‌شویم. ما نیز همراه قهرمانان فیلم بین خواب و بیداری تاب می­‌خوریم. کدام یک از این دو جهان واقعی است؟ جهانِ ماتریکس یا جهان ویران­‌شده­‌ی انسانی و سرنوشت تراژیک بشریت که مورفیوس و دوستانش تلاش دارند به دیگران نشان بدهند؟ مورفیوس و دیگر شورشیان، نیو، قهرمان فیلم را به دنیای واقعی بازمی­‌گردانند، همان­‌جایی که می­‌بیند ماتریکس یا برنامه‌­ا­ی کامپیوتری که قرار بود ابزار کار انسان باشد و حالا خود بر فراز سر آفرینندگانش ادامه ی مطلب…

نظام بسته و جامعه‌ی سرمایه‌داری ناب | فروغ اسدپور

فروغ اسدپور منبع: نقد اقتصاد سیاسی (اکتبر ۲۰۱۲)   آن نوع اقتصاد سیاسی سرمایه­‌داری که مکتب اونو ـ سکین ـ آلبریتون[1] ترویج می­­‌کند نوعی «بازاندیشی فلسفی اقتصاد سیاسی» یا  «نقد فلسفه از منظر نوع خاصی از اقتصاد فلسفی مارکسی است» (آلبریتون ۱۹۹۹). این نوع اقتصاد سیاسی فلسفی به هستی­‌شناسی سرمایه، یا به‌عبارتی به منطق سرمایه، توجه خاصی ­دارد. منظور از هستی­‌شناسی یا منطق سرمایه ساختارهای عمیق و پايدار سرمایه و قانون‌مندی­‌های آن است. اقتصاد سیاسی فلسفی مفاهیم مارکسی را مفاهیم فنی و کمّی نمی‌داند، بلکه هدف آن توضیح و تشریح معنای فلسفی و دیالکتیکی‌شان است. این نحله از اقتصاد سیاسی به ادامه ی مطلب…

مکتب اونو: مشارکتی ژاپنی در اقتصاد سیاسی مارکسی | توماس سکین | برگردان: مانیا بهروزی

  نویسنده: توماس سکین برگردان: مانیا بهروزی یادداشت مترجم: از آنجا که در جوامع «پیرامونی» فرآیند آشنایی با اندیشه‌ و دانش مدرنْ، متأثر از شرایط تاریخی (و نیز گفتمان‌های مسلط بر نظام فکری و آموزشی جوامع «مرکز»)، به‌ناچار در بستر غلبه‌ی نوعی اروپا-مداری رخ می‌دهد، دور از ذهن نیست که برای بسیاری از خوانندگانِ این سطورْ چیزی نظیر بازاندیشی «ژاپنی» در رویکرد مارکس به (نقد) اقتصاد سیاسی، کمی غریب و -به‌همین‌ سان- اعتمادناپذیر به‌نظر برسد (همان‌گونه که چنین نگاهی نزد مترجم این مقاله نیز در اوان آشنایی با مبانی فکری مکتب اونو[1]، تا حدی مقاومت‌ناپذیر بود). به‌رغم اینکه این تردید ادامه ی مطلب…

پیرامون مقوله‌ی کار و تولید در دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴ و سرمایه | با نقدی بر دیدگاه لوچیو کولتی | فروغ اسدپور‌

  نویسنده: فروغ اسدپور مدت‌ها بود که قصد داشتم نقدی بر مقاله‌ی لوچیو کولتی[1] در مقدمه‌ی چاپ فارسی دست‌نوشته‌های ۱۸۴۴ مارکس  بنویسم، تا به بهانه‌ی بیان انتقاداتم به برخی از نکات طرح شده در نوشتار وی، مقایسه‌ی فشرده‌ای بین مفهوم کار و تولید از نظر مارکسِ دست‌نوشته‌ها با مفهوم کار و تولید از نظر مارکس سرمایه انجام بدهم. اکنون به مناسبت آغاز به کار این وبسایت امکان آن را می‌یابم تا این مطلب را در اختیار نگاه انتقادی علاقمندان قرار دهم. /  ف. ا. – شهریور ۱۳۹۵ * * * سرمایه‌ی مارکس و کولتی چیزی که در مقدمه‌ی کولتی نظر ادامه ی مطلب…