رویکردی ژاپنی به مراحل توسعه‌ی سرمایه‌دارانه (فصل دوم) | رابرت آلبریتون | برگردان م. بهروزی

فصل دوم: نظریه‌ی یک جامعه‌ی سرمایه‌داری ناب‌1 رابرت آلبریتون برگردان: مانیا بهروزی [ترجمه‌ی فصل اول در اینجا قابل دسترسی است.]   مارکس در سه مجلد کاپیتال بارها از زبانی استفاده می‌کند که بدین برداشت رهنمون می‌شود که او به سرمایه‌داری در عمومیت2 و خلوص آن و بدون ملاحظه‌ی همه‌ی تنوعات محلی آن می‌نگرد [۱]. اگرچه این عموما روشی است که مارکس به کار می‌گیرد، [اما] او گاهی [در کاپیتال] مصالح تاریخی خاص و تصادفی3 را نیز با رویه‌ی اصلی خود تلفیق می‌کند؛ نه‌صرفا برای شرح قانون اقتصادی مجرد، بلکه به‌عنوان بخشی از عمکرد واقعی خود این قانون (در ادامه، مثال‌هایی ادامه ی مطلب…

دیالکتیک مارکسیستیِ فمینیستی برای قرن بیست‌و‌یکم | نانسی هارتسوک | برگردان: سارا امیریان

نویسنده: نانسی هارتسوک برگردان: سارا امیریان   یادداشت کارگاه: نانسی هارتسوک از پایه‌گذاران «نظریه‌ی منظر فمینیستی1» است. عمده‌ی کار نظری وی در ساحت فمینیسم تلاشی است برای بازخوانی مارکس در جهت کاربست برخی دیدگاه‌های مارکس در اندیشه‌ورزی و راهجویی پیرامون دغدغه‌ها و پرسش‌های نظری جنبش فمینیستی (به‌ویژه در ساحت روش‌شناسی و معرفت‌شناسی). سهم نظری وی در پی‌ریزی «نظریه‌ی منظر فمینیستی» نیز رهاورد خوانش وی از مارکس در پیوند با درگیری‌ مستمر وی با پویایی‌های جنبش فمینیستی بوده است. در عین‌حال، دستاوردها و تاملات درونی نظریه‌ی فمینیستی (در تعامل با سایر نظریه‌های اجتماعی و فلسفیِ نوظهور) در دهه‌های پایانی قرن بیستم، ادامه ی مطلب…

مقدمه‌ای بر رویکرد اونو – سکین؛ گفتگو با توماس سکین (قسمت سوم) | برگردان: م. عبادی‌فر

نویسنده: توماس سکین برگردان: محمد عبادی‌فر [قسمت‌های پیشین این مصاحبه را می‌توانید به‌ترتیب در اینجا و اینجا دریافت کنید.] * * *   پرسش چهارم: اونو امپریالیسم را به‌سان آخرین مرحله‌ی سرمایه‌داری درک می‌کرد که پس از مراحل مرکانتیلیسم و لیبرالیسم درمی‌رسد. بر اساس این تحلیل، وضعیت نولیبرالی کنونی را با توجه به برچسب «آخرین» چگونه باید فهم کنیم؟ در همین راستا (باید پرسید که) مقوله‌ی امپریالیسم تا چه اندازه هنوز ارزشمند است؟ حتی اگر ارزشمند و ضرور باشد، آیا برای توصیف سرمایه‌داری به‌سان نظامی که گویا پس از ۱۹۱۴ (یا ۱۹۱۷) تغییری نکرده است، می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد؟ ادامه ی مطلب…

رویکردی ژاپنی به مراحل توسعه‌ی سرمایه‌دارانه (فصل اول) | رابرت آلبریتون | برگردان م. بهروزی

رابرت آلبریتون برگردان: مانیا بهروزی یادداشت مترجم: از آنجا که رویکرد رابرت آلبریتون1 به نظریه‌ی مارکس در امتداد «رویکرد اونو-سکین» جای دارد، شناخت دقیق‌تر جهت‌گیری پژوهشی وی در مطالعات مارکسی نیازمند آشنایی با خطوط اصلی دیدگاه‌های اونو و سکین نسبت به نظریه‌ی مارکس است. با اینکه خود آلبریتون این تبار فکری را به‌روشنی در آثارش (برای مثال در همین کتاب و نیز در کتاب: «دیالکتیک و واسازی در اقتصاد سیاسی2») بیان و برجسته می‌کند، شاید اشاره‌ی بسیار فشرده‌ای به رویکرد اونو-سکینْ برای خواننده‌ی ناآشنا با این زمینه‌ی نظری مفید باشد، یا حداقل انگیزه‌ی بیشتری برای خواندن متن حاضر ایجاد کند3. ادامه ی مطلب…

مقدمه‌ای بر رویکرد اونو – سکین؛ گفتگو با توماس سکین (قسمت دوم) | برگردان: م. عبادی‌فر

نویسنده: توماس سکین برگردان: محمد عبادی‌فر قسمت اول این مصاحبه در اینجا قابل دسترسی است. (دریافت نسخه‌ی پی‌. دی‌. اف. قسمت اول مصاحبه) * * * پرسش سوم: امروزه، به‌نظر می‌رسد که اقتصاد «بورژوایی» به‌سان یک علمِ هرچند ناکامل اما ابژکتیو، مشروعیتی پارادایمی کسب کرده است، که ناشی از «طبیعی» جلوه‌دادنِ1 آن است. باتوجه به این‌که فهم مارکسی از اقتصاد و به ویژه نوع اونویی آن مدعی تولید دانش اُبژکتیو است، باید پرسید که این نحله چه نوع دانشی تولید می‌کند؟ آیا این دانش دارای همان نظمی است که اقتصاد بورژوایی دارد و یا چیزی کاملاً متفاوت است؟ آیا این ادامه ی مطلب…

احیای علم اقتصاد مارکس: مقدمه‌ای بر رویکرد اونو – سکین (گفتگو با توماس سکین – قسمت اول) | برگردان: م. عبادی‌فر

  نویسنده: توماس سکین برگردان: محمد عبادی‌فر یادداشت مترجم کوزو اونو و به دنبال وی توماس سکین، رؤیای بزرگی را در سر می‌پرورانند، رویایی که البته به سادگی تحقق‌پذیر نیست: قرار دادن اقتصاد بر پایه‌ی واقعی خود به‌عنوان دانش اُبژکتیو جامعه. به‌نظر آن‌ها (و به‌ویژه سکین) چنین طرحی از خلال گفتگو با اقتصاد بورژوایی و نقد درون‌ماندگار آن تحقق می‌یابد. به‌عقیده‌ی سکین، دانش اقتصاد بورژوایی، خصلتی سوبژکتیو دارد در خدمت سلسله مراتب موجود در این جامعه، و بنابراین در بنیانْ ایدئولوژیک است، چندان که به مقام دین برکشیده شده است. اما اقتصاد به‌عنوان دانش اُبژکتیو جامعه چیزی نیست مگر اقتصاد ادامه ی مطلب…

دیالکتیک، ماتریالیسم و نظریه شناخت| روی باسکار | برگردان: مانیا بهروزی

نویسنده: روی باسکار برگردان: مانیا بهروزی یادداشت مترجم الف) درباره‌ی متن حاضر: متن پیش رو ترجمه‌ی فصل هفتم کتاب «بازیابی واقعیت[1]» (باسکار، ۲۰۱۱ ،۱۹۸۹) است و شامل سه‌ زیرفصل است: دیالکتیک؛ ماتریالیسم؛ و نظریه‌ی شناخت. برای آشنایی با جایگاه و پیشینه‌‌ی این مقاله در بافتار کلی اندیشه‌ی روی باسکار و آثار انتشاریافته از وی، به پیش‌گفتار ویراست دوم کتاب یادشده رجوع می‌کنیم. در فراز آغازین پیش‌گفتار، درباره‌ی پیشینه‌ی مقالات گنجانده‌شده در این مجموعه چنین آمده است: «بازیابی واقعیت آن دسته از نوشته‌ها و مقالات روی باسکار در حوزه‌ی فلسفه‌ی علم و علم اجتماعی را کنار هم می‌آورد که بین سال‌های ادامه ی مطلب…

میان مارکس، مارکسیسم‌، و مارکسیسم‌ها – شیوه‌های خوانش نظریه‌ی مارکس | اینگو اِلبه | برگردان: ا. حصوری

نویسنده: اینگو اِلبه برگردان: ا. حصوری   یادداشت مترجم: اینگو البه پژوهش‌گر و آموزگار فلسفه‌ی سیاسی در محیط دانشگاهی آلمان است. وی که موضوعاتی در حوزه‌ی مارکس‌پژوهی و رویکردهای تفسیری نو به نظریه‌ی مارکس را مورد پژوهش قرار می‌دهد، بیش از هرچیز به‌واسطه‌ی انتشار اثر جامعی1 (۲۰۰۸) در معرفی روند پیدایش و پویش نحله‌ی «خوانش جدید مارکس» (در آلمانِ بعد از میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۶۰) شناخته می‌شود. مقاله‌ی حاضر که حاوی چکیده‌ای از دیدگاه‌های مؤلف درباره‌ی خط‌سیر کلان خوانش‌های عمده از نظریه‌ی مارکس است، نخستین‌بار در سال ۲۰۰۶ در مجموعه مقالاتی پیرامون خوانش کاپیتال2 منتشر گردید؛ چندی بعد همین متن با ادامه ی مطلب…

درباره‌ی دیالکتیک شکل ارزش | هانس‌گئورگ باکهاوس | برگردان: بابک پاشاجاوید

نویسنده: هانس‌گئورگ باکهاوس برگردان: بابک پاشاجاوید یادداشت مترجم مقاله‌ی کلیدیِ پیشِ رو «زاییده‌ی نظریه‌ی انتقادی مکتب فرانکفورت است»1. هانس‌گئورگ باکهاوس، از پایه‌گذاران نحله‌ی آلمانی خوانش جدید مارکس2، «تأملات خود را نخست در سال ۱۹۶۵ در قالب مقاله در سمینارهای آدورنو (جامعه‌شناسی- / فلسفه) و فِچِر3 (سیاست) در فرانکفورت به‌طور عمومی عرضه کرد». با این‌حال انتشار رسمی و گسترده‌ی آن تا سال ۱۹۶۹ به تعویق افتاد؛ تا زمانی که «آلفرد اشمیت، از همکاران جوان‌تر هورکهایمر و آدورنو، مجموعه‌ای شامل این مقاله را ویراست و با عنوان کمابیش گمراه‌کننده‌ی» جستارهایی در نظریه‌ی شناخت مارکسیستی4 منتشر ساخت. «ملاحظات مبتنی بر تحلیل شکل ارزش ادامه ی مطلب…

خوانش جدید مارکس؛ نقد اقتصاد سیاسی همچون پشتوانه‌ای برای نقد جامعه | ریکاردو بلوفیوره؛ توماسو رِدُلفی ریوا

نویسندگان: ریکاردو بلوفیوره؛ توماسو رِدُلفی ریوا برگردان:‌ امین حصوری منبع1: فلسفه‌ی رادیکال، ۱۸۹، فوریه‌ی ۲۰۱۵   درآمدی به نظریه‌ی شکل ارزش (یادداشت مترجم) ۱) مروری بر پیدایش برخی سنت‌های جدید مارکس‌پژوهی چندی پیش در امتداد مجادله‌ای که در مورد اعتبار علمی و اهمیت نظری آثار اندیشمندان نحله‌ی دیالکتیک نظام‌مند درگرفته بود، طی نوشتار تحقیقی کوتاهی که با عنوان «مساله‌ی رومن روسدولسکی2» منتشر گردید، کوشیدم به بهانه‌ی پاسخ به برخی داوری‌های شتابزده، دامنه‌ی این بحث را به سطح وسیع‌تری گسترش دهم. برای این منظور، پیشینه‌ی شکل‌گیری بخش کوچکی از پژوهش‌های نظری جدید حول بازخوانی آثار اقتصادی مارکس بر مبنای منطق دیالکتیکی ادامه ی مطلب…

رشد و گسترش علم اقتصاد مارکسی در ژاپن | ماکوتو ایتو | برگردان: مانیا بهروزی

نویسنده: ماکوتو ایتو برگردان: مانیا بهروزی یادداشت مترجم: نوشتار پیش رو تلاشی است برای روشنی‌بخشی به پیش‌زمینه‌های تاریخی و سنت‌های فکری‌ برسازنده‌ی مکتب اونو در جامعه‌ی ژاپن قرن بیستم، و از این نظر مکملی است ضروری بر مقاله‌ای که پیش‌تر در معرفی این سنت نظری مارکسیستی به فارسی برگردانده شد1. درحالی‌که توماس سکین در آن مقاله عمدتا بر مضمون نظری دیدگاه‌های کوزو اونو و تمایزات آن با رویکردهای رایج در اندیشه‌های مارکسیستی (پیش از ۱۹۷۵) و نیز بر رهیافت اونو به بازسازی دیالکتیک سرمایه در کاپیتال متمرکز می‌شود، ماکوتو ایتو (دیگر شاگرد برجسته‌‌ی کوزو اونو) در متن حاضر می‌کوشد اندیشه‌های ادامه ی مطلب…

مکتب اونو: مشارکتی ژاپنی در اقتصاد سیاسی مارکسی | توماس سکین | برگردان: مانیا بهروزی

  نویسنده: توماس سکین برگردان: مانیا بهروزی یادداشت مترجم: از آنجا که در جوامع «پیرامونی» فرآیند آشنایی با اندیشه‌ و دانش مدرنْ، متأثر از شرایط تاریخی (و نیز گفتمان‌های مسلط بر نظام فکری و آموزشی جوامع «مرکز»)، به‌ناچار در بستر غلبه‌ی نوعی اروپا-مداری رخ می‌دهد، دور از ذهن نیست که برای بسیاری از خوانندگانِ این سطورْ چیزی نظیر بازاندیشی «ژاپنی» در رویکرد مارکس به (نقد) اقتصاد سیاسی، کمی غریب و -به‌همین‌ سان- اعتمادناپذیر به‌نظر برسد (همان‌گونه که چنین نگاهی نزد مترجم این مقاله نیز در اوان آشنایی با مبانی فکری مکتب اونو[1]، تا حدی مقاومت‌ناپذیر بود). به‌رغم اینکه این تردید ادامه ی مطلب…